عبد الجليل قزوينى رازى

634

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

رضا دهند درست باشد و مرضىّ ، و بعد از رضا نباشد ايشانرا كه فسخ آن عقد كنند و گر عزل كنند و منع ؛ و رضا ندهند بدان نكاح ؛ ايشانرا از مرد جدا بكنند ، و سه پاكيزگى عدّهء ايشان بود ، چون سه پاكى بگذشت آن فراقى باشد از ميان ايشان و شوهرشان « 1 » و مستغنى باشند از طلاق . امّا اگر با وجود دختر برادر و دختر خواهر كه زن او باشند خواهد كه عقد بندد بر خاله و عمّهء ايشان بىرضاى ايشان ؛ روا باشد و آن عقد درست باشد و مرضىّ « 2 » ، و دختر برادر و دختر خواهر را اختيارى نباشد در آن عقد ، و اين بخلاف مذهب فقها است ، و در آيهء حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهاتُكُمْ ( الى آخرها « 3 » ) كه آيهء تحريم است اين نيست كه اين عقد برين وجه كه بيان كرده شد حرام است ، و بمذهب بو حنيفه چيزها باشد از عبادات و معاملات و بيوع و مناكحات كه بمذهب شافعى معوّل عليه « 4 » نباشد ، و بمذهب شافعى باشد كه بمذهب بو حنيفه بر آن عمل نكنند « 5 » اين مسأله بمذهب « 6 » اهل بيت است و چون بر تحريم آن آيتى يا خبرى « 7 » نيست اجماع اماميّه بر صحّت آن كفايت باشد بدلايل « 8 » كه گفته شد . از پيش ، اينست مذهب أهل البيت كه گفته شد درين مسأله ؛ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ .

--> - « وا رضاى » بوده و يا « و » نيز بمعنى « به » در آن زمان به كار مىرفته است . ( 1 ) - م ب ن : « و شوهرشان » را ندارند ح د : « و شوهران ايشان » . ( 2 ) - طالب تفصيل در اين مسأله بكتب حديث و فقه رجوع كند كه در آنجا بطور مشروح مذكور است . ( 3 ) - آيهء 22 سورهء مباركهء نساء . ( 4 ) - ع ب ن ح د : « معمول عليه » و متن درست و صحيح است از « عول عليه و به معولا و لا يقال تعويلا و قيل يقال - اتكل و اعتمد عليه » و گويا تعبير « معمول عليه » كه در موارد ديگر اين كتاب به كار رفته است مصحف و محرف از « معول عليه » مىباشد زيرا كه « عمل عليه » در زبان عربى مستعمل نيست بلكه « عمل به » مىگويند پس در صيغهء اسم مفعول نيز بايد « معمول به » گفت نه « معمول عليه » . ( 5 ) - اين تعبير نظر ما را كه در « معمول عليه » ياد كرديم رد مىكند مگر آنكه بگوئيم كه صحيح در اين مورد چنين بوده است كه « بر آن عول نكنند » و « عول » ( بكسر عين و فتح واو ) اسم است از « عول عليه و به معوّلا » . ( 6 ) - ع م ب ن : « مذهب » پس باء مذكور در دو نسخهء ح د بمعنى موافقت به كار رفته است . ( 7 ) - م ب ن : « آيه يا خبر » ح د : آيتى يا خبرى متواتر » . ( 8 ) - م : « بدلايلى » .